مهندسی عرشه

همان طور که قبلا گفتم این رشته یکی از دو تا رشته بورس شرکت نفتکش می باشد که در دانشگاه های امام خمینی نوشهروآزاد خارک و چابهار وجود دارد.و موسسه کشتیرانی که گزینش مخصوص خودش رو داره در این بین گزینش دانشجوی بورس در دانشگاه های خارک و چابهار رو خود شرکت ملی نفتکش(شمنا) می گیره که شامل مصاحبه های مختلف و تست های پزشکی عمومی (آزمایش خون و ...) و اختصاصی دریایی (تست دریازدگی وطب صنعتی)می باشد که این تست ها دقیقا درمدت زمان بین انتخاب رشته و اعلام نتایج کنکور انجام میشه/به هر حال /ولی برای گزینش تو دانشگاه نوشهر که الان خودمم اونجام باید از دو مرحله صافی گذشت یکی گزینش نیروی دریایی ارتش(که خیلی هم راحت نیس)و بعدش گزینش شمنا رتبه های قبولی این رشته هم متفاوته که از 20000 کشوری به پایین برای بورسای نوشهره/مکانیکش هم که رتبه زیر 15000 می خواد دانشگاه خارک هم که بعد از قبولی شمنا بورس می کنه و این وسط موقع ثبت نام باید یه وثیقه ملکی معتبر هم تا پایان مدت تعهد به شرکت به عنوان ضمانت داده میشه ادامه دارد..........

« مديريت و سرويس ترافيك دريايي

در حاليكه بكارگيري سرويس ترافيك درياي در آبرهها رشد فابل ملاحظه اي از نظر تعداد داشته، مفاهيم عملياتي مجزايي را نيز بوجود آورده است.يك مفهوم، اطمينان بخشي به ايمني دريانوردي و محافظت از محيط زيست دريايي بوده و مفاهيم ديگر آن سرعت بخشيدن به امور تجاري و ايجاد جذابيت براي حطوط كشتيراني و صاحبان كالامي باشد، كه سود آوري زيادي را مي تواند نصيب بنادر نمايد. بنابراين ايمني و امنيت هميشه دو عامل مهم مي باشند كه حتي در قالب رقابتي نيز اهميت آنها شناخته شده هستند. با نگرش به موارد فوق هدف و باتوجه به محاسن سرويس دريايي (VTS) كه شامل : افزايش ايمني دريانوري، محافظت از محيط زيست دريايي و تسهيل و تجارت دريايي با توجه با مزيت رقابتي آن مي باشد، به شرح ذيل تعريف شده است : الف) ايجاد مسيرهاي ايمن و عاري از موانع براي كشتي هاي تجاري . ب) سامان دهي كنگرگاه كشتي ها، به نحوي كه مانعي در مسير ايمن كشتي ها بوجود نياورده و براساس نوع كالاي كشتي هاي مستقر درلنگرگاه و به منظور جلوگيري از تهديد كشتي هاي داراي كالاي خطرناك براي ساير شناورها ساماندهي شده باشد. ج) كمك به هدايت كشتي ها در آبراه هاي باريك و كم عمق و كاهش خطرات تصادف و به گل نشستن آنها . ه) جلوگيري از ترك كشتي ها از لنگرگاه بدون اخذ مجوزهاي لازم (فرار از لنگرگاه). و) تسهيل در تجارت دريايي و جلب اعتماد و خطوط كشتيراني بين المللي و از طريق ايجاد بنادر ايمن و امن در منطقه. تعـريف : سرويس ترافيك شناورها (VTS) ، سرويسي است كه توسط مسئولين ذي صلاح ارائه مي گردد وطوري طرح ريزي شده است كه ايمني و كارائي ترافيك دريايي و حفاظت از محيط زيست دريايي را ارتقاء بخشد.اين خدمات بايد طوري طراحي گردد كه قابليت تعامل با ترافيك و عكس العمل به توسعه وضعيت ترافيكي كه در منطقه تحت پوشش VTS بوجود مي آيد را دارا باشد. مديريت ترافيك شناور شامل تمامي راه حل هايي ايت كه براي تامين امنيت و حفظ محيط زيست در يك منطقه اتخاذ مي شود. در هر منطقه تعيين بهترين راه حل ها جهت دستيابي به وظائف مديريت ترافيك شناور و تامين موارد مندرج در تعريف VTS برسيهاي لازم است بعمل آيد، اقدامات متعارف عبارتند از : 1- ارزيابي خطر با توجه به نوع كشتي ها و محموله آنها ، وضعيت هيدروگرافي و هواشناسي ، وسايل كمك ناوبري، تراكم كشتيراني ، ايمني و امنيت و مسائل زيست محيطي. 2- ارزيابي مسائل حقوقي به منظور تنظيم ترافيك و تخليه و بارگيري با همكاري صنعت. 3- ايجاد خدمات SAR، OPRC، MAS ( خدمات امداد دريانوردي). 4- به روزرساني وسايل كمك ناوبري و دقت اطلاعات هيدروگرافي. 5- منظقه جداسازي ترافيك ، شامل ايجاد مسيرهاي عميق آبي و مناطقي كه بايد از ورود به آنها خودداري گردد. 6- كاربردمناطق ويژه حساس دريايي ، PSSA (PARTICULARLY SENSITIVE SEA AREA ). مشخصات كانالهاي VHF جهت برقراري ارتباط با مركز سرويس ترافيك شناورها : الف ) كانال 16= 80/156 مگاهرتز , جهت پيامهاي اظطراري , ايمني و تماس اوليه كشتيها با كنترل ترافيك بندر . ب ) كانال 15= 75/156 مگاهرتز , جهت ارتباط كنترل ترافيك دريايي با كشتيها و بالعكس در محدوده VTS مورد استفاده قرار گيرد ( كانال كار در محدوده قايق نوراني تا بويه 25 ج) كانال 10= 50/156 مگاهرتز , جهت ارتباط كنترل ترافيك دريايي با كشتيها و بالعكس هنگامي كه كشتيها در كانال تردد مي نمايند , مورد استفاده قرار مي گيرد كانال كار در محدوده بويه 25 تا بندر . ترددهاي بدون مجوز هرگونه تردد شناورهاي بيش از 100 GRTمي بايست براساس مجوزهاي صادره از سوي مركز VTS، صورت گيرد. چنانچه شناورهاي اجازه تردد را از VTS كسب ننمايد و خودسرانه در منطقه تردد كند مشمول جريمه خواهد بود. بهره برداران از سرويس كنترل ترافيك دريايي ( VTS) هرگونه بحث در زمينه سرويس كنترل ترافيك دريايي ، نظرات استفاده كنندگان مختلف رامي بايست در نظر گرفت ، در گذشته VTS عمدتاً نيازهاي ناوبران را براورده مي نمود . با توسعه و رشد VTS و شناخته شدن آن به عنوان مركز جمع آوري و پردازش اطلاعات، استفاده كنندگان از VTS جهت بهره برداري بهينه از اين سرويس به شرح ذيل مي باشند : § كشتيهاي تجاري ، تانكر (نفتكش) · كشتيهاي خدماتي ( بويه گداز ، لايروب ، قايقهاي راهنمابر ، يدك كش ) · كشتيهاي ماهيگيري ، نظامي · خدمات راهنمايي · آلودگي آب دريا · مديريت بندر ، برنامه ريزي امور بندري و عمليات بندري · آمار و انفورماتيك ( تجزيه و تحليل اطلاعات ) · شركتهاي كشتيراني – نمايندگان كشتيراني ها · گارد ساحلي · ارگانهاي دولتي ذينفع در حمل و نقل دريايي · صاحبان كالا · نيروهاي انتظامي · كميته بررسي سوانح دريايي · حراست (ISPS ) · MRCC سرويسهاي اطلاعاتي VTS اين سرويس ها به دو بخش اطلاعات دريافتي و اطلاعات ارسالي قابل تفكيك مي باشد. اطلاعات دريافتي مركز VTS براي ارائه اين خدمات بديهي است كه مركز VTS داده ها را جمع آوري ، ارزيابي و نتايج ناشي از ارزيابي را در اتخاذ تصميمات تأثير داده و يا به ساير مراكز ارسال نمايد. در مركز VTS اطلاعاتي كه نياز است جمع آوري گردد موضوعات مختلف را شامل مي شود. جمع آوري داده ها با اهداف اصلي براي تشكيل وضعيت ترافيك شامل موارد زير مي شود : § داده هاي وضعيت جوي § داده هاي مسيرهاي دريايي § داده هاي مرتبط با كشتي داده هاي فوق ممكن است ، از طريق VHF، VHF/DF،AIS ترانسپوندرهاي راديوئي، بانك اطلاعاتي متصل به VTS و از همكاري VTS هاي همجوار ، سرويس هاي كنترل از راه دور و رادار تأمين گردد. - رادار يكي از گزينه هاي اصلي است و اهميت ويژه آن به اين جهت مي باشد كه مي تواند دور نماي كاملي از منطقه تحت پوشش خود ارائه نمايد. بوسيله رادارهاي VTS اين كان وجود دارد كه مسير تردد شناورها، آبراه و ديگر علائم مشخصه ، بر روي صفخه نمايش رادار مشخص گردد. همچنين اين امكان وجود دارد كه از نمايش قسمت همده خشكي و ديگر مناطق كه در برنامه VTS نمي باشد و ممكن است باعث بوجود آورد يا در آن مداخله نمايد. اطلاعات حركت ترافيكي كه از طريق رادارها و سنسورهاي ديگر تأمين مي گردد لازم است بوسيله كامپيوتر ارزيابي شوند. با استفاده از كامپيوتر ، اپراتور VTS قادر مي گردد تا وضعيت خدمات كشتيها يا تعدي آنها از قوانين و مقررات را در زمان موتاه، سريعاً شناسائي و ارزيابي نمايد. نرم افزار كامپيوتر مي بايست مناسب VTS مورد نظر برنامه ريزي گردد تا در شرايط جغرافيايي و برنامه هاي ناوبري و قوانين و مقررات محلي حركت كشتيها را مد نظر قرار دهد. نرم افزار كامپيوتري همچنين مي تواند در شكل دهي تصوير كلي VTS به طور اتوماتيك از وروديهاي رادار و ديگر سنسورها ، مورد استفاده نمايد و بنابراين قادر خواهد بود تا يك نماي كلي از منطقه VTS به طور مستمر ، مورد نظارت قرار گيرد. يك تصوير ترافيك به ميزان ورودي آن بستگي دارد، اگر چنانچه وروديها اشتباه باشند در نتيجه تصوير و برداشت هاي ديگر آن منتهي به راهنمائي اشتباه خواهند شد. امروزه برنامه هاي كامپيوتري مخصوصي وجود دارند كه اپراتورهاي VTS را هنگاميكه وضعيت خطر در حال شكل گيري است، آگاه مي سازند. اطلاعات صادره از مركز VTS 1- پخش پيامهاي ايمني از طريق VHF كه به تشخيص مسئول VTS براي ترافيك عمومي ضروري بوده و پس از تهيه در زمان معين و ثابت كه در نشريات دريايي مربوطه چاپ گرديده است و با زمانهاي پخش VTS هاي همجوار هماهنگ گرديده است . 2- ارائه اطلاعات ايمني به كشنيهاي متقاضي . 3- اعلام مسير , سرعت ايمن كشتيها در حال حركت در منطقه تحت پوشش . 4- اعلام موقعيت كشتي نسبت به محور آبراه . 5- اعلام موقعيت ساير كشتيها . 6- اخطارهاي ايمني به كشتي مورد نظر ( تغيير موقعيت لنگراندازي , تغيير مسير و ......... ) 7- توصيه مسير ايمني براي هدايت كشتي . 8- هدايت كشتيهاي ورودي به منطقه لنگراندازي . 9- علام سرعت و سمت باد و جريان آب به كشتيهاي تحت هدايت به آبراه هاي بنادر . 10- مساعدت در ناوبري بر اساس نياز يا تشخيص VTS در منطقه تحت پوشش سيستم مساعدت دهنده به ناوبري ( Navigati ASSISTTAANCE) نرافزاري است كه قادر است به فرآيند تصميم گيري در امر ناوبري بر روي كشتي و نظارت بر اثرات آن علي الخصوص در ناوبري در شرايط سخت يا وضعيت آب و هوائي نامساعد يا در حالت پديد آمدن خطا از طرف ناوبران را تشخيص و در هدايت ايمن كشتي كمك نمايد. مركز كنترل ترافيك دريايي از بوجود آمدن موقعيتهاي ممانعت نموده )علي الخصوص در آبراههاي پر ترافيك ) و همچنين حركت ايمن در داخل منطقه تحت پوشش VTS را تأمين مي نمايد. سازماندهي ترافيك برنامه ريزي از پيش تعيين شده حركات، علي الخصوص زمان مربوط به ايجاد موانع يا هنگاميكه حركت كشتيها حامل محمولات ويژه، ممكن است سمت ترددهاي ديگر را تحت تاثير قرار دهد، مربوط مي گردد. نظارت و كنترل نمودن ترافيك و تبعيت كشتيها از قوانين مربوطه، جزء لاينفك سازماندهي ترافيك دريائي مي باشد. سرويس دهي يك سرويس كنترل ترافيك دريائي VTS شامل برنامه حركت كشتيها، متمايز كردن ترافيك دريائي در رابطه با اولويت حركت تخصيص مسيرهائي كه مي بايست طي گردد.محمدوديتهاي سرعتي كه بايد ملاحظه شود يا اقدامات ديگر كه توسط مقامات VTS متصور است تا لازم الاجرا باشد را در بر مي گيرد. مسئولين VTS مي بايست برنامه حركت اجباري كشتيها يا گرههائي از كشتيها را تعيين و اعمال نمايند. برنامه حركت كشتي مي بايست بين كشتي و VTS همخواني داشته باشد و در جائيكه اجراي برنامه حركت كشتيها بتواند ترافيك را تحت تأثير قرار دهد ، بايد VTS ويژگيهاي آن را به طور رسمي اعلام نمايد. برنامه حركت كشتي مي بايست توافقي بين كشتي و VTS باشد و اجراي آن امكانپذير بوده با همديگر همخواني داشته باشند. اجراي برنامه حركت مي بايست توسط VTS و كشتي نظارت گردد. برنامه حركت كشتي به طور معمول شامل زمان تقريبي رسيدن به منطقه VTS يا ترك از اسكله يا لنگرگاه، در منطقه VTS مي باشد. مقام VTS مي بايست اطلاعات اضافي مورد نياز ديگر را در برنامه حركت براي كليه كشتيها يا براي كشتيهاي ويژه، با توجه به شرايط محلي، تعيين نمايد. در شرايط استثنايي ، برنامه حركت ممكن است با درخواست VTS گسترش پيدا كند. VTS ممكن است برنامه حركت كشتيها را با در نظر گرفتن مجم ترافيك يا شرايط خاص ايجاد شده تغيير داده و توصيه هاي جديدي را ارائه نمايد. پس از ابلاغ برنامه حركت از طرف VTS، كشتي مجاز به حركت بودهو در شرايط خاص فرمانده كشتي مي تواند برنامه حركت جديدي را پيشنهاد نمايد كه پس از موافقت مركز VTS مسير حركت را مي لواند تغغير دهد. ضمناً هرگونه هماهنگي با سرويسهاي اضطراري مانند تجسس و نجات و كنترل آلودگي مي بايست بر طبق برنامه قبلي كه در آن رويه ها براي هماهنگي و همكاري، مشخص شده و مسئوليتها تعريف شده اند، وجود داشته باشد.

سیستم تعیین موقعیت ماهواره ای

شايد بارها در مقالات علمی و اخبار با نام GPS ( Global Positioning System ( برخورد کرده باشيد.GPS ابزاريست جهت تعيين موقعيت نقاط . با توجه به پيشرفت های تکنولوژی GPS و استفاده از اين ابزار مهم در دنيا آگاهي از روشهاي مختلف تعيين موقعيت توسط اين سيستم ضروري بنظر مي رسد.دقت بالاي اين سيستم و جهاني بودن آن دليلي بر استفاده از اين سيستم در علوم مختلف مي باشد. اين سيستم از سال 1983 با پرتاب نخستين ماهواره GPS آغاز بکار نمود. با روي کار آمدن سيستم GPS تمام سيستم های قبلي تعيين موقعيت ماهواره اي از قبيل دور بين های بالستيک،داپلر،N.N.S.S ، SLR ،LLR ،LONG-C ،SECOR، به تدريج از دور خارج شدند.GPS يک سيستم عملياتي و هميشه در حال آماده باش است که در تمامي شرايط آب و هوايي دارای کارآيي مي باشد؛ زيرا فرکانس امواجي که توسط ماهواره هاي GPS ارسال مي شوند در حد گيگا هرتز است و شرايط آب و هوايي (مه وباران و نزولات جوي ) اثري روي اين امواج ندارند. اين سيستم در طول 24 ساعت شبانه روز فعال است ودر هر زمان ودر هر مکان که لازم باشد مي توان توسط آن تعيين موقعيت کرد.به وسيله گيرنده های سيستم GPS مي توان هم به روش مطلق و هم به روش نسبي تعيين موقعيت کرد و براي تعيين موقعيت در هر يک از دو روش فوق می توان از روش هاي ايستا (Static) ، متحرک(Kinematics) و نيمه متحرک (Semi-Kinematics) استفاده کرد. در روش مطلق ، موقعيت نسبي نقطه نسبت به يک نقطه مختصات دار معلوم یعنی بصورت : ((DELTA(X),DELTA(Y),DELTA(Z) بدست مي آيد. روش تعيين موقعيت نسبي به علت حذف خطاهاي سيستماتيک موجود در اندازه گيري هاي GPS از اهميت خاصي برخوردار است و براي انجام آن نياز به دو گيرنده GPS مي باشدکه بطور همزمان ماهواره هاي مشترک را مشاهده و اندازه گيري نمايند. منظور از همزماني ، بدين معنی است که شرايط اندازه گيري براي هر دو گيرنده مستقر در ايستگاه های استقرار، يکي با مختصات معلوم و ديگري با مختصات مجهول،يکسان باشد. از روش تعيين موقعيت نسبي با GPS اکثرا در کارهاي نقشه برداري و گسترش شبکه هاي ژئودزی استفاده مي شود.دقت تعيين مختصات مطلق با سيستم GPS در حال حاضر در بهترين حالت به کمتراز 3 ± متر مي رسد و دقت تعيين مختصات نسبي با اين سيستم در حد ميليمتر مي باشد. در حال حاضر سيستم GPS شامل 30 ماهواره است که کل سطح کره زمين را بطور همزمان پوشش می دهند و در 6 مدار بيضي شکل با زاويه ميل 55 درجه نسبت به صفحه استواي زمين به دور زمين می چرخند و در ارتفاع 20400 کيلومتری از سطح زمين قرار دارند.زمان يکبار چرخش ماهواره هاي GPS به دور زمين در حدود 12 ساعت نجومي است. به عبارتي در هر 24 ساعت خورشيدي در طول شبانه روز ماهواره دوبار از افق يک محل مي گذرد.همان طور که مي دانيم شبانه روز خورشيدي 4 دقيقه از شبانه روز نجومي بيشتر است لذا در هر روز نسبت به روز قبل ماهواره 4 دقيقه زودتر در افق يک محل ثابت طلوع مي کند. برای تعيين موقعيت x و y يا طول و عرض جغرافيايي (في و لاندا) حداقل بايد 3 ماهواره در آسمان محل باشد.در صورتي که مقدار پارامتر ارتفاع را نيز بخواهيم بايد از 4 ماهواره استفاده کرد. امروزه در بعضی مکان های ايران قادر به دريافت اطلاعات تا 10 ماهواره می باشيم و حداقل به 4 تا 5 ماهواره در هر زمان از شبانه روز و در هر مکان دسترسي داريم. هر قدر تعداد ماهواره های قابل مشاهده بيشتر شود معادلات اساسی تعيين موقعيت بيشتر خواهند شد و بنابراين زمان لازم براي تعيين موقعيت يک نقطه کاهش يافته و دقت تعيين موقعيت نيز افزايش خواهد يافت.نکته مهمي که مي بايست مورد توجه قرار گيرد اينست که ارتفاعي که GPS به ما مي دهدبا ارتفاع موجود در نقشه ها و اطلس ها فرق ميکند.ارتفاع GPS نسبت به سطح مبنايي بنام بيضوي است در حالي که ارتفاع موجود در نقشه ها ارتفاع اورتومتريک مي باشدکه از سطح درياهای آزاد محاسبه مي گردد. هر ماهواره GPS بطور مستقل اطلاعات زير را توسط آنتنهای تعبيه شده بر روی بدنه اش به زمين ارسال می نمايد: 1) امواج حامل الف) موج حامل (L1) با فرکانس f1=1500 MHZ ب ) موج حامل (L2) با فرکانس f2=1200 MHZ 2)کدهای اطلاعاتي(بصورت دودويي) : الف) کدغير نظامي(کد C/A ) ؛ MHZ f=1.023 ب ) کد دقيق (کد P ) ؛ f=10.23 MHZ ج ) کد سري (کد Y) ؛ f=10.23 MHZ براي رسين به حداکثر دقت و کارآيي GPS توسط يک گيرنده بايد از گيرنده اي استفاده کرد که هر دو موج حامل L1 و L2 و کدهاي فوق را دريافت نموده وقابليت آنتي اسپوفينگ (AS) داشته باشد؛ يعني بتواند کد سري Y را به يک کد P وبالعکس تبديل کند. 3) پيام ماهواره(Message) با فرکانس f=1500 MHZ که حامل اطلاعات زير مي باشد: الف) اطلاعات مدار ماهواره که مربوط به موقعيت ماهواره مي شود. ب ) اطلاعات مربوط به زمان ج ) اطلاعات شماره ماهواره د ) اطلاعات مربوط به ضريب دقت آرايش هندسي ماهواره ها (لازم به ذکر است که چنانچه ماهواره ها در افق منطقه مورد نظر باشند نه در بالای سر و يا اگرزاويه هر دو ماهواره با هم 120 درجه باشد تعيين موقعيت محل دارای دقت بيشتري خواهد بود.) مجموعه اطلاعات فوق يعني امواج حامل،کدهاي اطلاعاتي و پيام ماهواره ، همراه يکديگر توسط مدولاسيون فاز بسمت زمين مخابره شده و گيرنده های زميني که قابليت ها و انواع متفاوتي دارندضمن دريافت مجموعه فوق پس از عمل De Modulation هر بخش را براي منظور خاص خود مورد استفاده قرار می دهد.لازم به ذکر است که بهترين و دقيق ترين گيرنده ، گيرنده ايست که قابليت در يافت کليه اطلاعات ذکر شده در موارد سه گانه بالا را داشته باشد و بتواند هر يک را به طرقي جداگانه دريافت کند و ارزان ترين گيرنده هم گيرنده ايست که تنها قابليت دريافت موج حامل L1 ،کدC/A و پيام ماهواره را دارد.لازم بذکر است که کد CA فقط بر روی موج L1 مدوله ميشود ولي کد P بر روي هر دو موج وجود دارد. در قسمت بالا درباره بخش فضايي سيستم GPS صحبت شد؛حال به سراغ بخش کنترل زميني اين سيستم مي رويم : اين بخش شامل ايستگاههاي کنترل زميني است که داراي مختصات معلوم هستند و موقعيت آنها از طريق روشهاي کلاسيک تعيين موقعيت نظير روش VLBI (تعيين فواصل بلند توسط کوازارها)و روش SLR (فاصله سنجي ماهواره اي با امواج ليزر ) بدست آمده است. اين ايستگاه ها وظيفه تعقيب ومشاهده شبانه روزي ماهواره های GPS را بر عهده دارند . اين بخش بوسيله محاسبات رياضي پيچيده از طريق محاسبه معادله پلي نوميال (Polynomials) رياضی بطريق کمترين مربعات ، پارامترهاي مداري (افمريزها)و موقعيت ماهواره ها را نسبت به يک سيستم مختصات ژئودتيک ژئوسنتريک (مبدا سيستم مختصات تقريبا در مرکززمين قرار دارد.) محاسبه مي نمايد. تعداد اين ايستگاههای زميني 5 عدد است که ايستگاه اصلي با نام کلرادو اسپرینگ در آمريکا قرار داردو 4 ايستگاه فرعی ديگر در نقاط ديگر کره زمين مستقر هستند. آخرين بخش از سيستم GPS ، قسمت USER يا کاربران سيستم مي باشد که خود شامل دو بخش است: الف) آنتن دريافت کننده اطلاعات ارسالي از ماهواره ها ب ) گيرنده(پردازش کننده اطلاعات دريافتي و تعيين کننده موقعيت محل آنتن) نرم افزار و ميکروپروسسور داخل گيرنده فاصله بين آنتن زميني تا ماهواره هاي مرتبط با گيرنده ه را تعيين مي کند سپس با استفاده از حداقل 4 ماهواره موقعيت X وY و ارتفاع محل استقرار آنتن يا همان گيرنده تعيين ميشود. * نکته مهمي که مي بايست مورد توجه قرار گيرد اينست که ارتفاعي که GPS به ما مي دهدبا ارتفاع موجود در نقشه ها و اطلس ها فرق ميکند.ارتفاع GPS نسبت به سطح مبنايي بنام بيضوي است در حالي که ارتفاع موجود در نقشه ها ارتفاع اورتومتريک مي باشدکه از سطح درياهای آزاد محاسبه مي گردد.مقدار اين اختلاف در بيش ترين حالت در حدود 100 متر می باشد. گيرنده های GPS گيرنده های GPS به دو دسته اصلي تقسيم مي شوند : الف) گيرنده های نظامي ب ) گيرنده های غير نظامي گيرنده هاي غير نظامي فقط مي توانند افمريزهاي ارسالي روی کد C/A را از ماهواره دريافت کنند ،لذا تعيين موقعيت مطلق توسط اين دسته از گيرنده ها ضعيف مي باشد.(در حدود 3 تا 5 متر).اما گيرنده های نظامي که اکثرا در اختيار ارتش آمريکا و کشورهاي عضو پيمان ناتو مي باشد قادر هستند که پارامترهاي ارسال شده بوسيله کد P (پارامترهاي دقيق) را نيز علاوه بر کد C/A استفاده کنند. دقت تعيين موقعيت با چنين گيرنده هايي بسيار بالاست و در حال حاضر استفاده از کد P وکد Y که مشکل تر از کد P است صرفا در اختيار نظاميان آمريکايي مي باشد.البته از سال 2000 دقت سيستم GPS غير نظامي با توجه به حذف خطاي SA که وزارت دفاع آمريکا آن را عمدا همراه ساير موج ها از ماهواره هاي GPS به سمت گيرنده هاي غير نظامي ميفرستاد ، دقت تعيين موقعيت با گيرنده های دستي معمولي به 3 تا 5 متر رسيده است.البته براي کارهاي دقيق ژئودزي و نقشه برداري با استفاده از گيرنده هاي دو فرکانسه(تفاضلي) به شيوه تعيين موقعيت نسبي ميتوان به دقت در حد ميليمتر دست پيدا کرد. البته همين دقت 3 تا 5 متر گيرنده هاي دستي عادي هم نيازهاي عمومي ناوبری(کوهنوردي و....) را بخوبي تامين ميکند.البته هم اکنون با استفاده از سیستم WAAS دقت این گیرنده ها به بهتر از سه متر نیز می رسد . در این سیستم (WAAS) ایستگاه های زمینی سیگنالهای تصحیح شده GPS را تامین کرده و دقت بیشتری در تعیین موقعیت به شما می دهد . این سیستم شامل 25 ایستگاه مرجع زمینی است که که در سرتاسر ایالات متحده قرار دارند و وظیفه کنترل اطلاعات ماهواره های GPS را بعهده دارند . دو ایستگاه واقع شده در سواحل ، اطلاعات ایستگاه های مرجع زمینی را جمع آوری کرده و پیام های مربوط به تصحیحات GPS را تهیه می کنند . این تصحیحات ناشی از مدار ماهواره های GPS، تاخیر سیگنال و ...بخاطر اختلالات جوی می باشد و پیام تصحیح توسط یکی از دو ایستگاه زمینی ماهواره ای مخابره می شود . اطلاعات مربوطه با نوع سیگنال GPS سازگار بوده بطوری که تمام GPS های دارای سیستم WAAS قادر به دریافت این اطلاعات می باشند . نمونه اي از کاربردهای سيستم GPS پيش بيني زلزله (در حال حاضر براي پيش بيني زلزله بيش از 1200عدد GPS در ژاپن نصب شده و همچنين فقط در اطراف شهر لس آنجلس آمريکا ،250عدد GPS در حال اندازه گيري و فعاليت 24 ساعته هستند.) ، نقشه برداري ، کاداستر ، کنترل امور مربوط به حمل و نقل و ترافيک ، کنترل حرکات تکتونيکي زمين ، کنترل جابجايي سدها و برج هاي بلند، پيش بيني وضع هوا (از طريق اندازه گيري ميزان انرژی موج فرستاده شده از سوي GPS پس از عبور از لايه هاي جو و ابرهاي موجود در منطقه مورد نظر) ، ناوبری (زميني،هوايي،دريايي) ، هيدروگرافي(آبنگاري) ، تعيين موقعيت سکوهاي دريايي نفتي،تعيين موقعيت جزيره هاي مرجاني، مين يابي ، SCAN کردن دريا ، بروز رساني سيستم هاي تعيين موقعيت اينرشيال ، استفاده جهت کنترل ماهواره هاي سنجش از دور(Remote Sensing) و.............. مورد ذکر شده در بالا بخشي از مجموعه کاربردهاي فراوان سيستم تعيين موقعيت جهاني(GPS)بود.البته روسها نيز سيستمي مشابه GPS با نام GLONASS دارند که ازنظر کارآيي و توان عملياتي بدلیل تعداد کم ماهواره های حاضر در مدار در حال حاضر به پاي سيستم GPS نمي رسد.البته گيرنده هاي مشترک GPS-GLONASS در حال حاضر در بازار يافت مي شوند. اتحاديه اروپا نيز در حال ساخت يک سيستم تعيين موقعيت ماهواره ای با نام گاليله ميباشد که طبق پيش بيني ها تا سال 2008 آماده بهره برداری و استفاده عموم خواهد شد که گیرنده های تلفیقی آن با GPS از دقت بهتری برخوردار خواهند بود ... در زمانهايي که احتمال ارسال امواج پارازيت بر روي گيرنده هاي GPS مي رود به هيچ عنوان نبايد روی داده های ارائه شده توسط گيرنده هاي غير نظامي حساب باز کرد.در ايران نيز يکي از کارخانجات نظامي دولتي اقدام به ساخت پارازيت انداز GPS نموده که البته داراي برد زيادي نيست. قيمت گيرنده هاي GPS موجود در بازار ايران از 100000 تومان شروع مي شود و به40ميليون تومان هم مي رسد. تعدادي از شرکت های سازنده اين گيرنده ها عبارتند از: MAGELLAN , Trimble , Garmin , THALES , Ashtech

- رادار

مخفف و به معنای آشکار سازی و فاصله يابی به کمک امواج رادیویی است.اين سيستمکه بر اساس الکترو مغناطيس کار می کند با ارسال شکل موجهای خاص به طرف هدف و در يافتموج بازگشتی اطلاعاتی درباره جهت در اختيار استفاده کننده قرار ميدهد.اصول اوليه رادار در سال ۱۸۸۸ م توسط هرتز عرضه شد و آلمانيها پيشگامان اين علم بودند.محدوده عمل رادارها به لحاظ تئوری-۳MHz ۳۰۰GHzاست.اما بيشتر رادارها در باند مايکروويو ۱۸GHz-۱GHz وUHF_VHF کار ميکنند.باندهای رادار به گونه ای مشخص می شود که اثرات منابع و انتشار و انعکاس هدف در هر باند تقريبا يکسان باشد.اصول کلی يک رادار تقريبآ در تمام سيستمها يکسان و به صورت زير ميباشد: آنتن<-->سيرکولاتور<-->فيلتر<-->تقويت کننده <-->پردازش و نمايش<--> فرستنده .کاربردهای رادار نه تنها در استفاده های نظامی است بلکه در مصارف غير نظامی نيز هست مانند: پزشکی:سيستمهای تصوير برداری(انعکاس)از بافت های بدن اجتماعی:کنترل ترافيک هوايي-ناوبری هوايي و دريايی-جلوگيری از تصادفات-فضا (سنجش اجرام فضايی)-اجرای قانون توسط پليس(تعيين سرعت اتومبيل ها)-کنترل خط توليد هواشناسی زمين شناسی کشاورزی:(تخمين ميزان محصول و اينکه زمان برداشت رسيده يا نه) انواع رادار رادارهای پالس رادارهای موج پيوسته رادارهای ردياب رادارهای پالس دوپلری MTI_AMTI رادارهای ليزری LADAR چگونگی گريز از رهگيری رادار داشتن سطح مقطع موثر و روشهای کاهش آن: -شکل دهی وتغیر شکل ـمواد جاذب رادار(کربن) ـحذف غیر فعال ـحذف فعال:موج ازلحاظ دامنه و فاز وفرکانس اندازه گیری شده و بازگشتی آن را اکو می کنند. - ارتباطات راديويي خانواده ارتباطات راديويي بسيار گسترده است . شيوه هاي مختلف نيز در شبكه سازي بدون سيم مورد استفاده قرار مي گيرد كه در ذيل به آنها اشاره مي كنيم: 1- radio ferequency RF : كه به فركانس امواج راديويي مشهور است. در اين روش شبكه بين محدود 10 كيلو هرتز تا چند گيگابايت قرار مي كيرد. آنتن هاي كه اين امواج را انتقال مي دهند ممكن است بصورت تمام جهتي و يا جهتي خاص استفاده شود. شعاع انتشار اين امواج بسيار زياد است كه البته براي نقاط دور تر امواج تقويت مي شود. ديتا در اين روش با سرعت 1 تا 11 مگابايت در ثانيا انتقال مي يابد كه ارتباطات در اين محدوده نيازي به مجوز ندارد و تجهيزات ارتباطي نيز بصورت گسترده فراهم مي باشد. 2- microwave : مايكروويو شيوه ديگري از شبكه هاي بي سيم مي باشد. امواج مايكروويو تنها از يك جهت منتشر مي شوند. سرعت انتقال متغير بوده و از يك تا دو مگابايت بر ثانيه مي باشد. مايكروويو شديداً تحت تاثير اتمسفر و نوسانات جويي نظير رعد و برق قرار دارند. اين سيستم ها در دو نوع زميني و ماهواره اي موجود بوده و از آنتن هاي بشقابي دو طرفه براي رله امواج در نوع زميني استفاده مي شود. براي استفاده از تجهيزات مايكروويو نياز به اخذ مجوز است. 3- IR :يا مادون قرمز نوع ديگري از امواج راديويي است. اين امواج از طريق ديودهاي نورگسيل LED و يا ليزري ILD توليد مي شوند فركانس امواج مادون قرمز بالا است لذا سرعت انتقال ديتا از 1 تا 16 مگابايت در ثانيه مي باشد.

رشته مهندسي عرشه:

طول دوره اين رشته تقريباً 4 سال مي باشد كه در قالب 7 ترم تحصيلي ارائه ميشود دانشجويان اين رشته ترم سوم و ششم خود را بعنوان ترم كارورزي در دريا بر روي كشتيهاي تجاري ميگذرانند. پس از فارغ التحصيل شدن درصورت موفقيت در آزمون شايستگي افسر دومي سازماني بنادر و كشتيراني موفق به اخذ گواهينامه شايستگي كه نياز اوليه خدمت در دريا مي باشد مي شوند. دروس مربوطه شامل علوم پايه و عمومي و تخصصي است كه دروس تخصصي به زبان انگليسي ارائه و ارزشيابي مي شوند. دارندگان ديپلم رياضي و هنرستان فني مي توانند وارد اين رشته شوند، بالا بودن سطح زبان انگليسي دانشجويان مي تواند در پيشرفت درسي آنان بسيار مؤثر باشد. فارغ التحصيلان اين رشته به عنوان افسر سوم مشغول به كار بر روي كشتيهاي تجاري خواهند شد و پس از گذراندن20 ماه خدمت خالص دريايي( ( sea service به عنوان افسر دوم ارتقاء پيدا مي كنند. پس از طي27 ماه خدمت خالص دريايي و گذراندن دوره تكميلي و موفقيت در آزمون شايستگي افسر اولي به عنوان افسر دوم مشغول بكار ميشوند. درصورت داشتن30 خدمت خالص دريايي به عنوان افسر اولي و گذراندن دوره تكميلي فرماندهي و قبولي در امتحان شايستگي فرماندهي به عنوان فرمانده كشتي مي توانند ادامه خدمت دهند. اين رشته در ايران فقط در مراكز ذيل ارائه مي شود: 1-مؤسسه آموزش كشتيراني جمهوري اسلامي- مركز آموزش بوشهر 2-دانشگاه چابهار 3-دانشگاه امام خميني نيروي دريايي نوشهر 4-دانشگاه آزاد اسلامي – واحد خارك

ترافالگار(بر گرفته از وبلاگ کاپیتان کجوری)

ترافالگار، یا به‌ قول اعراب ( الطرف الغرب) نام یک رأس، یک کاپ، یک دماغه،‌ یک پیش‌رفتگی‌ی خشکی در آب است که در چهل کیلومتری جنوب غربی بندر بزرگ و بسیار زیبا و معروف«کادیس» در جنوب اسپانیا، در نزدیکی تنگه‌ی جبل الطارق، قرار گرفته است [اینجا] و [اینجا]. این دماغه به خودی خود هیچ ویژگی ظاهری و خصلت باطنی خاصی ندارد که به نام‌ای و به شهرتی برسد ولی بازی سرنوشت چنین می‌خواست که محل وقوع یکی از مهم‌ترین و مهیب‌ترین جنگ‌های دریایی بشود و به شهرتی جهانی دست‌یابد.

**

ساعت دوازده‌ی ظهر بیست و یکم اکنبر سال 1805 میلادی، یعنی درست 201 سال پیش، نیروی دریایی انگلیس شامل 27 کشتی جنگی با حدود 20 هزار سرباز ناوی مسلح و بسیار ورزیده و تعلیم دیده و متخصص در امور جنگ تن به تن، به‌فرماندهی آدمیرال:Lord Horatio Nelson [اینجا] و [اینجا]  با ناوگان دریایی متحد "فرانسه – اسپانیا"، شامل 33 کشتی جنگی با بیش از 30 هزار سرباز مسلح، اکثرا نا آشنا و کم تجربه درفنون جنگ دریایی، به فرماندهی دریاسالار 41 ساله فرانسویPierre-Charles-Jean Villeneuve   در آب‌های دماغه ترافالگار مصاف داد، مصافی تاریخ‌ساز و سرنوشت‌ساز.

در مدت پنج‌ساعت درگیری؛ هر دوطرف متخاصم، با استفاده از توپ و تفنگ و آتش و شمشیر و چماق و زنجیر و و سرنیزه و چکش و تبر، سر و سینه و شکم و خشتک همدیگر را چنان شکستند و دریدند و بریدند که بیش از 5000 کشته و چند برابر مجروح برجای گذاشته شد و چون برای پاک کردن عرق از پیشانی از دست و از آستین استفاده می‌شد صورت‌ها همه سُرخ، لباس‌ها همه پاره پوره و آغشته به خون.

از دست‌ها و پاهای بریده، افتاده در سمت راست، و از امعاء و احشاء بیرون ریخته شده در سمت چپ و از سرهای بریده که در جنب و جوش و بزن بکوب سربازان تی‌پا می‌خوردند و مثل توپ فوتبال به این‌طرف و آنطرف قل داده می‌شدند، صحنه‌ای بوجود آمده بود که آدم را به اشرف مخلوقات بودن بنی بشر به شک می‌انداخت و تنها جای شیخ صادق خلخالی خالی بود که ببیند و کیف بکند و حظ ببرد. (تعداد کشته‌ها 4500 نفر از نیروی ائتلاف و 500 نفر از قوای انگلیس).

نیز نیمی از شناورهای نیروی ائتلاف " 17 فروند" با سرنشینان‌اش به قعر اقیانوس اطلس فرو رفتند و شگفتا که حتا یک‌فروند از شناور‌های انگلیسی از دست نرفت، هرچند آتش توپ‌های دشمن دگل و بادبانی برای بعضی از آن‌ها برجای نگذاشته بود. نقشه‌ی نبرد دریایی را اینجا ببیند.

آدمیرال نلسون فرمانده 47 ساله و شجاع انگلیسی که یک‌چشم و یک‌بازو را درجنگ‌های پیشین دریایی از دست داده بود، یونیفورم فرماندهی برتن و نشان‌های افتخار بر سینه در حالی‌که بر روی عرشه کشتی معروف (ویکتوری) دوش بدوش و در میان سربازان‌اش می‌جنگید هدف گلوله‌ي تیر‌انداز Sharpshooter نُخبه‌ی فرانسوی، که در بالای دگل کمین کرده بود، قرار گرفت و در خون خود درغلطید و پیروزی دلاورانه و نهایی سربازانش بر نیروی دریایی فرانسه و اسپانیا را، که بر اثر تاکتیک جنگی ماهرانه وی بدست آمده بود، هنگامی‌که نفس‌های آخر را می‌کشید در گوشش زمزه کردند. [اینجا]. گلوله از شانه عبور کرده، ریه را سوراخ و در ستون فقرات گیر کرده بود.

معاون‌اش دریادار کالینگ وود Collingwood  فرماندهی نیرو را به‌عهده گرفت و برای شجاعت و تهوّری که در این جنگ از خود نشان داد، از جمله برای نجات کشتی‌های به‌غنیمت گرفته شده از توفان و رساندن آنها به ساحل، نشان "ارل" گرفت و هر دو مجلسین، لرد و عوام، از او تقدیر کردند و نشان افتخارش دادند.

جسد آدمیرال نلسون در بشکه‌ا‌ی در محلول " رُِم براندی" نگهداری و به لندن ارسال شد و دریک تشییع‌جنازه رسمی و پرافتخار پنج روزه، با شرکت صدها هزار نفر تا کلیسای" سنت پاول" بدرقه و در آنجا دفن شد و چون فرزند ذکور نداشت نشان افتخار به برادرش "ویلیام" تحویل داده شد. در روایتی خواندم محتوای " براندی"ی بشکه‌ای که با آن جسد آدمیرال را تا لندن حمل کرده بودند بین سربازانش برای نوشیدن تقسیم کردند. 

نبرد دریایی ترافالگار به‌فرماندهی آدمیرال نلسون برای نیروی دریایی انگلیس و شکستِ ناوگان اتحاد فرانسه و اسپانیا، سبب شد که رؤیای ناپلئون برای تسخیر جزیره انگلیستان، برای همیشه به‌دست فراموشی سپرده شود و از همه مهمتر: نیروی دریایی انگلیس از‌ ان‌پس یکّه‌تاز دریاها و بی‌رقیب در تسخیر کشورهای ماورای بحار بشود.

این نبرد، هرچند در مقایسه با جنگ‌های دریایی‌‌ی دیگر مثل«لپانت»، چه از نظر تعداد شناور‌های درگیر و چه از نظر تعداد سرباز و ملوان و جنگجویان و کشته و زخمی‌ شدگان، فاقد آن اُبهتِ و صلابت بود ولی به دو هدف بسیار بزرگ برای انگلستان و افتخاری بس بزرگ‌تر‌ برای ناخدا نلسون دست‌یافت: نخست این‌که به افسانه‌ی شکست‌ناپذیری نیروی دریایی‌ی اسپانیا که طی سه قرن متمادی همه‌کاره دریاها و مسلط بر اقیانوس‌ها و رقیب سرسخت بریتانیا در تصرف کشورهای ماوراء دریاها بود پایان داد و چنان لطمه‌ای به ناوگان آنها وارد کرد که تا مدتها نتوانستند کمر راست کنند. دو دیگر این‌که آرزوی ناپلئون بناپارت، که پس‌از تسخیر اروپا، دندان‌ برای حمله و تصرف انگلستان تیز کرده بود بگور سپرد و او بناچار پس‌از انصراف از تصرف انگلستان برای تسلط بر روسیه بدانجا لشکر کشید و متحمل چنان خسارت‌های جانی و مالی فراوانی شد که از مسکو تا پاریس دایم زیر لب زمزمه می‌کرد: غلط کردم...

و چه بسا شکستِ ترافالگار مقدمه‌ای شد برای جنگ نهایی در واترلو و شکست قطعی «سیر ناپولئونه بوناپارته».

مون ژنرال، دریاسالار "ویلونوو" فرمانده نیروی اتحاد، اسیر و نیروی دریایی‌اش ازهم پاشیده و خود متحمل چنان ضربه روحی شدیدی گردید که جان از‌ان بدر نبرد.

جنگ با شکست نیروی ائتلاف به پایان رسید ولی بیشترین تلغات و بدترین بلای آسمانی، پس از پنج ساعت بکُش بکُش، زمانی بر سر دریانوردان بدبخت فرود آمد که مزید بر صدمات وارده از شلیک توپ‌ و پرتاب آتش‌افکن‌ و قطع دست و پا، توفانی سهمگین نیز بعنوان خشم طبیعت بقیه شناورها را درهم کوبید و دریانوردان بسیاری را با نیمه رمقی که برای شان باقی مانده بود از عرشه بدریا پرت‌ کرد تا طعمه امواج مهیب شوند و در تاریکی شب در آب‌های متلاطم دست و پا بزنند و مثل مادران فرزند‌مُرده فریاد بکشند و کمک به‌طلبند. که شب تاریک و توفان سهمگین، دریا خروشان، ناله‌ها، فریادها گُم می‌شدند در زوزه‌های باد.

دریانوردان انگلیسی و فرانسوی و اسپانیولی، پس از اطلاع از نتیجه جنگ دست به عملی انسانی و قهرمانانه زدند که در تاریخ جنگ‌های دریایی به ثبت رسیده است. در زمانی که هنوز کنوانسیون ژنو‌ - ای و جود نداشت و قوانین و اُرگانی بنام سازمان‌ حقوق بشر و عفو بین‌الملل وجود خارجی نداشت سربازان فرانسوی و اسپانیولی بویژه سربازان انگلیسی سربازان دشمن را از آب گرفته و نجات می‌دادند. انگلیسی‌ها پس از پیروزی درجنگ و به غنیمت گرفتن کشتی‌های دشمن می‌توانستند به سرعت خود و کشتی‌هایشان را در خلیج‌ای و در پناه‌گاهی در آن‌نزدیکی نجات دهند و از ضربات توفان در امان بمانند ولی ماندند و تا آنجا که مقدورشان بود سربازان دشمن را یکی یکی از آب کشیدند، تر و خشک کردند، پانسمان کردند، زخم‌ها رابستند، آب و آشامیدنی‌شان دادند و بدین سان جان هزاران کس را نجات دادند که تا همین چند لحظه پیش دشمن قسم خورده هم بودند و شکم همدیگر را می‌دریدند.

حدود شش‌ماه پس از پایان جنگ و شکست نیروی دریایی ائتلاف، جسد بی‌جان دریاسالار "ویلونو"، که انگلیسی‌ها پس از گرفتن تعهد از اسارت آزادش کرده بودند، با چندین ضربه کارد در سینه‌ در شهر Rennes یافته شد و همه چیز نشان ازاین داشت که در پی عدم تحمل از سرشکستگی در جنگ، دست به خودکشی زده است.

**

اما چه شد که کار به این‌جاها کشید و سرانجام‌اش به جنگ و به نابودی نیروی دریایی فرانسه و اسپانیا در دماغه‌ی ترافالگار انجامید؟

من برای جلوگیری از طول کلام و پرهیز از خسته شدن شما سعی می‌کنم وارد جزئیات نشوم و فقط اشاره کوتاهی به این موضوع بکنم.

ناپلئون که در خشکی اروپا را تسخیر کرده و هنگام تصرف مصر ضرب‌شستی از نیروی دریایی انگلیس چشیده بود و سرانجام با حیله و نیرنگ، درحالی‌که ارتش‌اش را در مصر جا گذاشته خود را به زحمت به فرانسه رسانیده بود، می‌سوخت در اشتیاق تصرف انگلستان و معتقد بود همانطور که رومی‌ها آن‌جزیره را فتح کردند او نیز می‌تواند چنین کند.  برای این منظور 200 هزار سرباز و بیش از 3000 قایق بزرگ و کوچک جنگی از ناوگان دریایی بخش آتلانتیک در ساحل بندر "بولونی" Bologne گردآورد و در صدد پیاده کردن آن‌ها در سواحل انگلستان شد. ولی نیروی دریایی نیرومند اتگلیس که دریای مانش و کانال را درقبضه داشت جرأت تحرک و انجام اقدامی برای پیاده کردن سرباز در ساحل به او نمی‌داد.

نیروی دریایی فرانسه، بخش مدیترانه، به‌فرماندهی آدمیرال " ویلونو" پس از اتحاد با نیروی دریایی اسپانیا در سواحل "کادیس" وارد بندر "تولون " Toulonشد و پس از سوار کردن 12 هزار سرباز تازه نفس به کشتی‌ها، با 24 فروند کشتی جنگی به بهانه‌ی تصرف جزایر متعلق به بریتانیا آماده حرکت به طرف دریای کاراییب شد. ولی انگلیسی‌ها بندر تولون واقع در مدیترانه را در محاصره گرفتند و مانع خروج آن‌ها شدند. دریک شب توفانی در حالی‌که باد شدید کشتی‌های بادبانی انگلیس را از شعاع محاصره پراکنده بود آدمیرال ویلونو با کشتی‌هایش به‌دریا زد و حلقه محاصره را شکست. هدف این بود که با پیاده‌کردن این 12 هزار سرباز در جزیره "مارتینیک"، فرانسوی‌ها به جزایر متعلق به بریتانیا حمله کنند و آن‌بخش از نیرو‌های انگلیس را که در تعقیب آن‌ها تا کاراییب رفته‌اند در آنجا مشغول نگه‌دارند. ویلونو دستور داشت پس از تخلیه سربازها در مارتینیک به‌سرعت به اروپا، به بندر " برست" باز گردد و نیروی دریایی آتلانتیک را برای حمله به انگلستان تقویت نماید. آدمیرال یلسون فرمانده نیروی دریایی انگلستان در مدیترانه فقط با یازده کشتی، آن‌جا را ترک و به تعقیب وی پرداخت. در کاراییب با وجودی‌که ویلونو هم از لحاظ کشتی و هم ازلحاظ پرسنل نیروی برتری بر دشمن داشت از حمله خودداری کرد. این نخستین اشتباه بزرگ‌ او بود. ویلونو حتا بدون تخلیه 12 هزار سرباز در " مارتینیک" برای نبرد با قوای انگلیس (اشتباه دوم‌اش)، با سرعتی که بیشتر شبیه به فرار بود به طرف اروپا، بندر "برست" بادبان برافراشت. انگلیس مکار دست ناپلئون را خواند و آدمیرال "روبرت کالدر" را با کشتی‌هایش به استقبال وی فرستاد. در نزدیکی‌های " کابو فی‌نیسترا "، در شمال اسپانیا آدمیرال " کالدر" که نیرو‌هایش به نصف نیروی اسپانیایی‌ها هم نمی‌رسید ویلونو را درگیر نبرد کرد و موفق شد دو فروند کشتی اسپانیایی را تسخیر کند و لی بعلت مه غلیظ و عدم دید جنگ متوقف شد. ویلونو که چند فروند کشتی به تقویت‌اش شتافته بودند برخلاف دسنوری که از ناپلئون برای حرکت به‌طرف "برست" به‌منظور پشتیبانی نیروی دریایی اتلانتیک داشت به طرف "بندر کادیس" پیش رفت و در آنجا سنگر گرفت( اشتباه سوم). هنوز هم پس از گذشت 200 سال معلوم نشده‌است چرا " ویلونو" مرتکب چنبن خطایی شد و با فرصت‌سوزی برنامه‌ی ناپلئون را برای حمله به انگلستان به هم ریخت.

بلافاصله پس از ورود نیروی دریایی اتحاد«فرانسه+اسپانیا» به بندر "کادیس" انگلیسی‌ها به فرماندهی آدمیرال "کالینگ‌وود" با تعداد بسیار کمی کشتی بندر را قفل و محاصره کردند. ویلونو قبل از اینکه کار بجاهای باریک بکشد می‌توانست با نیروی برترش از بندر خارج و انگلیسی‌ها را تار و مار کند ولی بازهم تاریخ نمی‌داند چرا چنین نکرد و بی‌هوده وقت به اتلاف گذشت؟( اشتباه چهارم).

ناپلئون از این عمل و اشتباه مکرر در مکرر آدمیرال ویلونو چنان به خشم آمده بود که بقول ما بوشهری‌ها اگر تیرش می‌زدی خونش نمی‌امد. دستور داد ویلونو فوری این حلقه محاصره‌ی خنده‌آور را بشکند و با کشتی‌هایش وارد مدیترانه شود و 12000 هزار سربازی را که بی‌هوده باخود بدور دنیا می‌چرخاند در‌انجا پیاده کند!  نشان به این نشان که فرمانده نیروی دریایی مدیترانه برای دستور پادشاه و فرمانده کل قوا تره هم خُرد نکرد و باز هم معلوم نیست چرا؟ و به چه دلیل؟ ( اشتباه پنجم). - می‌بخشید اشتباهات آدمیرال ویلونو آن قدر زیادند که من از این‌پس دیگر با اجازه شما نمی‌شمرم - .

درست 22  روز پس از صدور فرمان پادشاه، ویلونو وقتی فهمید قرار است از مقام‌اش خلع شود و کسی برای جانشینی‌ی او در راه است، در تاریخ 19 اکتبر سال 1805 دستور حرکت ناوگان به صوب مدیترانه داد. ولی ناخداهایش هنگام خروج از بندر حریف باد ناموافق نشدند و با شلخته کاری و بی‌توجهی و مانورهای غلط چنان وضعیتی به‌وجود آوردند که تخلیه بندر تا ظهر روز بعد به‌درازا کشید و خاک برسرها، با آن‌همه کشتی و سرباز که در اختیار داشتند، بهترین شانس و موقعیت را برای شکستن حلقه‌ی محاصره‌ی کوچک و فرار از دامی که انگلیسی‌ها با فقط پنج - شش کشتی برای‌شان گسترده بودند از دست دادند و با این اشتباه فاحش و ندانم کاری مسبب کشته شدن بیش از پنج‌هزار نفر و تلفات بی‌حد مالی شدند. ( خُب این شد اشتباه چندُم؟ آها... قرار بود دیگه نشمریم).

فرمانده ناو "سیریوس" که با تعداد اندکی ناوگان دریایی این‌بار وظیفه محاصره‌ی بندر را به‌عهده داشت وقتی این بلبشویی و خر تو خری را دید در حالی‌که شکم‌اش را ازخنده گرفته بود به آدمیرال نلسون خبر داد که چه نشسته‌ای، بیا که سر دیگ باز است و ما می‌توانیم با تدبیر شما احتمالا در مدتی کوتاه محتوای دیگ را یک لقمه کنیم، حتا اگر نیروی مان کفاف ندهد.

آدمیرال نلسون که از مدیترانه تا دریای کاراییب و دوباره تا اروپا ویلونو را تعقیب کرده بود پس از یک توقف و استراحت کوتاه در لندن اینک فرماندهی کل نیرو را بعهده گرفته و در نزدیکی دماغه ترافالگار منتظر تشریف‌فرمایی ویلونو به مدیترانه بود و هنگامی‌که شنید دشمن هنگام خروج از بندر چه دسته‌گلی به آب داده است فوری دست به‌کار شد و طرحی برای حمله ریخت ( نقشه) که بعدا سبب پیروزی‌اش در جنگ شد.

در تاریخ 21 اکتبر، ساعت حدود  9 صبح، نزدیکی‌های دماغه ترافالگار، ناگهان رؤیت طلایه کشتی‌های دشمن را به آدمیرال ویلونو خبر دادند و گفتند : مون زنه‌رال! چه نشسته‌ای که دشمن با ناوگان‌اش در آن دور دست‌ها که چندان هم دور‌دست نیست کمین نشسته است، کمین ایستاده است، شناور است، ولی چه باک! ما هم کشتی‌های جنگی بیشتری داریم و هم سربازان بیشتر هم دریاسالار کارکشته‌ای مثل شما. نلسون که هیچی پدر نلسون را هم در می‌آوریم.

آدمیرال در حالی‌که دستش را به طرف آسمان دراز کرده بود گفت: مگر شما این کور یک‌چشم و یک‌دست را نمی‌شناسید تا همه‌مان را تحویل قصاب‌خانه نداده است ول‌مان نمی‌کند. فوری عقب‌گرد! به فرمانده‌هان واحد‌ها اطلاع بدهید همه کشتی‌ها دوباره به بندر کادیس مراجعت و درآنجا پناه بگیرند. جنگ بی‌جنگ! افسران هاج و واج ایستاده به هم نگاه می‌کردند. آدمیرال فریاد زد: مگر نشنیدید چی گفتم ؟ دپش توآ ...آله ...آله...

با توجه به این‌که در این لحظه باد ضعیفی می‌وزید و با توجه به عدم تمرین و نبود کارکشته‌گی در بعضی از فرماندهان، مانور عقب‌گرد خیلی به کندی صورت گرفت و این عقب‌گرد نامنتظره باعث شد که آرایش جنگی شناور‌ها بکلی به هم بخورد و شناور‌ها ناخواسته از هم جدا بشوند و طعمه‌ای بشوند آسان برای کشتی‌های دشمن که آن‌ها نیز از فرصت استفاده کردند و با مانوری ماهرانه در مدتی کوتاه، یعنی سه ساعت، قبل از این‌که نیروی اتحاد بتواند آرایش جدیدی بگیرد، در دوجناح شمال و جنوب و در زاویه 90 درجه همان‌طور که در تصویر نشان داده می‌شود به دشمن رسیدند و آن‌ها را به‌زیر آتش گلوله‌های توپ گرفتند. انگلیسی‌ها چون از بی‌اطلاعی نیروی اتحاد و از ورزیدگی سربازان خویش در جنگ تن به تن مطلع بودند سعی می‌کردند با کوبیدن به کشتی‌ها با دشمن تماس سینه به پهلو و تخته به تخته بر قرار کنند و هما‌نطور که در این جور جنگ‌ها مرسوم است تعدادی از ملوانان ورزیده با قلاب و با چنگک، شناور دشمن را به کشتی خویش می‌بندند و امکان یورش افراد و حمله را برای برخورد بدنی و جنگ با شمشیر آماده می‌کنند.

تاریخ‌نویسان می‌گویند آدمیرال ویلونو به این حقه و به این نقشه و مانور کاپیتان نلسون به موقع پی‌برد ولی با وجودی‌که فرصت برای واکنش در اختیار داشت هیچ‌اقدامی برای خنثا‌کردن‌اش به‌عمل نیاورد! شگفتا!

می‌خواستم بپرسم این اشتباه چندُم بود ولی...

من شخصا این احتمال می‌دهم که ترس از شجاعت و شهامت و ببُری و دریدگی آدمیرال نلسون که از 12 سالگی به شغل دریانوردی پرداخته بود باعث هراس و بی‌عملی آدمیرال ویلونو و اشتباهات مکررش شده بود که از آرستوکرات‌های جامعه فرانسه آن‌زمان بود و هنگام انقلاب به همین علت از ارتش اخراجش کرده بودند. ویلونو در جنگ ابوقیر نیز شرکت داشت که ناوگان انگلیسی به ‌فرماندهی همین ناخدا نلسون فرانسوی هارا شکست داد و ایضا هنگام حمله به جزیره مالتا انگلیسی ها دستگیر و بعدها آزادش کردند.

ممکن است ناراحتی‌های خانوادگی و روحی و یا دلایل دیگری هم مزید بر  علت بوده‌اند که در اینجا فرصت بحث در باره آن نیست.

**

در پایان به این موضوع اشاره می‌کنم: با توجه به این‌که در زمان وقوع جنگِ ترافالگار تماس یک کشتی با کشتی دیگر و فرستادن و گرفتن دستورات از فرمانده ناوگان به کاپیتان‌ها بوسیله‌ی نور و یا با پرچم‌ ‌های متعدد صورت می‌گرفت آدمیرال نلسون هم دستور حمله را با این جمله و توسط این سری پرچم‌ها که در زیر می‌اورم صادر کرد که مشهور عالم شده است.